پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
73
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
مىتواند به اين مرد داناتر از خود برسد ، و جبرئيل به او پاسخ مىدهد : « ماهى نمكسودى با خود بردار و در جايى كه آن را فراموش كردى ، آنجا با خضر ديدار خواهى كرد . » در راه ، موسى و شاگردش ، يوشع بن نون ، شب را در پناه صخرهاى گذراندند ، كه در نزديكى آن چشمهاى ، يا دقيقتر بگوييم چشمهء آب حيات ، واقع بود ؛ قطرهاى از آب چشمه به ماهى خورد و ماهى جان گرفت ، ماهى خود را رهانيد و راه دريا پيش گرفت ( كهف ، 63 ) . موسى دريافت كه اينجاست كه بايد بندهء خدا را بجويد ؛ مسير حركت ماهى را در دريا تعقيب كرد و سرانجام خضر را در جزيرهاى در دريا يافت . مقاتل او را پشمينهپوش و در حال سجود تصوير مىكند . خضر كه از موهبت خواندن راز دلها [ جاسوس القلوب بودن ] برخوردار است ، بىدرنگ به فراست درمىيابد كه او موسى پيامبر اسرائيل است . حال ببينيم كه به راستى اين شخصيّت كيست . خداوند در قرآن دربارهء او مىفرمايد : فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً ( كهف ، 65 ) . مقاتل « رحمت » را به « نعمت » ترجمه مىكند و مىگويد كه اين « نعمت » همان « نبوّت » است . اين نكته بسيار مهم است ، زيرا ، پس از آن ، « علم » خضر را در مقابل « نبوّت » موسى مىگذارند و بعضى از آن برترى خضر و اولياء را بر موسى و انبياء نتيجه مىگيرند . مقاتل بر آن است كه خضر نيز نبى است ، و اگر علم او برتر از علم موسى است به سبب آن نيست كه او چيزى جز نبى است ، بلكه به سبب آن است كه در ميان انبياء نيز خدا تفاوتهايى نهاده است . دليل آن اين كلام الهى در قرآن است كه مىفرمايد : وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى بَعْضٍ : بعضى از انبياء را بر بعضى ديگر برترى نهاديم ( اسراء ، 55 ) . مقاتل اين آيه را چنين تفسيرمىكند : « خدا با بعضى از آنها سخنگفتهاست ، بعضى را دوستان ( خليل ) خود خوانده ، و پرندگان و كوهها را مسخّر بعضى ديگر كردهاست ؛ به اين يك پادشاهى عظيمى ارزانى داشته و به آن يك قدرت زنده كردن مردگان و شفا بخشيدن به مفلوجان و جذاميان عطا فرموده ، و آن ديگرى را به آسمان برده است . هر يك از آنها را ، با دادن چيزى به او كه به ديگران نداده ، برترى داده است . و معنى برترى نهادن بعضى بر بعضى ديگر چيزى جز اين نيست . » با اين همه ، بايد متذكر شويم كه در پايان تفسير اين داستان ، مصحّح حديثى منسوب به حذيفه ( متوفّى 36 / 566 ) ، از قول مقاتل آورده و در آن چهرهء خضرى را ترسيم كرده است كه تنها نبى نيست ، بلكه « ولىّ » است ، يعنى قدّيسى كه به يمن فضايل خود بر علم دست مىيابد : پيش از جدا شدن از يكديگر ، و پس از آخرين وصيّت متقابل به يكديگر ، موسى از راهنماى خود مىپرسد : « اى پيامبر خدا ! به چه سبب خدا به تو ، بر خلاف ديگر بندگانش ، اين امتياز را عطا فرموده است كه تا وقتى كه خود تقاضا نكنى نميرى ، و با ديدهء خدايى به عمق دلها بنگرى ؟